شهید حبیب الله محمدی ترک آباد

توسط تیر ۳۱, ۱۳۹۴شهدا, منطقه هورالهویزه

مقام معظم رهبری: آنها که شهید شدند، به حد اعلی و اوفی رسیدند.

 

شهید حبیب‌ الله‌ محمدی: پدر عزیزم: اسماعیل‌ تو هرگز از فرمان‌ خدا سرباز‌ نمی‌زند. مرگ‌ در راه‌ خدا را چیزی‌ جز سعادت‌ نمی‌داند.

شهید حبیب‌ الله‌ محمدی‌ ترک‌ آباد

اطلاعات شخصی شهید

  • نام و نام خانوادگی: حبیب‌الله‌محمدی‌ترک‌آباد
  • نام پدر: ابوطالب
  • تاریخ تولد: ۱۳۴۷/۰۱/۰۱
  • محل زندگی: ترک‌آباداردکان
  • میزان تحصیلات: دوّم‌دبیرستان‌‌رشته‌علوم‌تجربی
  • محل تحصیل: دبیرستان‌شهیدانصاری‌اردکان
  • وضعیت تاهل: مجرّد
  • شغل: محصّل
  • نام عملیات: بدر
  • تاریخ شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۳(مفقود)
  • محل شهادت: هورالهویزه
  • نحوه شهادت: شدّت‌جراحات‌وبه‌جاماندن‌درمنطقه
  • تاریخ خاکسپاری: ۱۳۷۳/۱۲/۰۵(پس‌از۱۰سال)
  • محل خاکسپاری: گلزارشهدای‌ترک‌آباد
  • سن: ۱۷سال
  • سمت در جبهه: تیربارچی
  • نام یگان: تیپ‌الغدیریزد
  • تعداد دفعات شرکت در جبهه: ۴دفعه به مدت ۱۰ماه‌و۴روز

زندگی نامه شهید حبیب‌ الله‌ محمدی‌ ترک‌ آباد

 شهید حبیب‌الله محمّدی ترک‌آباد، فرزند ابوطالب، در تاریخ ۱۳۴۷/۱/۱ مصادف با عید نوروز باستانی در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف در روستای ترک‌آباد اردکان متولّد شد.تولّد او در عید نوروز شادی عید را بر خانواده محمّدی مضاعف نمود. والدین متدیّنش بر اساس دستورات اسلامی به عنوان اولّین قدم، نام نیکو را برای نوزاد خویش انتخاب نمودند. سپس در تربیت و پرورشش کوشیدند؛گر چه آن روز نمی‌دانستند چه خواهد شد و چه آینده‌ای در انتظار اوست. حبیب‌الله در سایه پدری زحمتکش و مادری متدیّن رشد کرد و پرورش یافت.۶ ساله بود که به مدرسه رفت. دوره ابتدایی را در دبستان سلمان ترک‌آباد (زادگاهش) تحصیل نمود. سپس در مدرسه راهنمایی تازه تأسیس هجرت ترک‌آباد مشغول به تحصیل شد و این دوره را نیز با موفّقیّت طی کرد. بعد از آن چون در روستایش دبیرستان نبود، در دبیرستان شهید انصاری اردکان ثبت‌نام کرد و در رشته علوم تجربی تا سال دوّم تحصیل نمود.شهید محمّدی جوانی بسیار شوخ طبع و خنده‌رو، خوشرو و خوش‌ مشرب و دوست داشتنی بود. در هنگام پیروزی انقلاب اسلامی ایران ۱۰ ساله بود. اهل مسجد و نماز و مجالس قرآن و دعا بود و به انقلاب و مردمش عشق می‌ورزید.زمانی که به سن ۱۵ سالگی رسید، عشق به اسلام و انقلاب و خدمت به امّت اسلامی او را بر آن داشت تا در بسیج ثبت نام کند. کلاس درس و تحصیل را رها نماید و سنگرنشینی و مبارزه و میدان نبرد را برگزیند. او در سنّی بود که قاعدتاً می‌بایست فکر بازی‌ها و سرگرمی‌های کودکانه و نوجوانی باشد؛امّا تربیت خوب، محیط سالم روستا و وجود روحانی جلیل‌القدر روستا، حبیب‌الله را از نظر فکری بزرگ‌تر از سنّش ساخته بود. لباس رزم پوشید و عازم جبهه شد.۴ مرتبه به جبهه اعزام شد و مدّت ۱۰ ماه و ۴ روز از عمر کوتاه و پر برکت خویش را آن هم شیرین‌ترین فصلش ؛ یعنی نوجوانی و جوانی را در راه جهاد و مبارزه و خدمت به اسلام و مسلمین گذراند و مسئولیّت ‌های تک تیرانداز و تیر بارچی و کمک تیر بارچی را در گردان‌های مختلف تیپ‌الغدیر به عهده گرفت.سرانجام در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۳ در منطقه عملیّاتی هور الهویزه و در عملیّات بدر به شدّت مجروح شد و بر اثر شدّت جراحات و آتش پر حجم دشمن، انتقال پیکر مطهّرش به پشت جبهه میسّر نگردید و با پرواز روح بلندش به ملکوت به رضوان پر کشید و به خیل شهدا پیوست و مدّت‌ها در بیابان‌های میدان نبرد ماند و علاوه بر افتخار شهادت، مدال شهید مفقود را تصاحب نمود.جسم مطهرش پس از ۱۰ سال دوری از وطن، چشم انتظاری والدین، توسط گروه تفحّص شناسایی و در تاریخ ۱۳۷۳/۱۲/۵ به وطن بازگشت وبعد از تشییع با شکوه توسط مردم شهید پرور اردکان و ترک‌آباد در گلزار شهدای ترک‌آباد به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

وصیت نامه شهید بزرگوار

بسم الله الرحمن الرحیم
بنام او که به من جان داد تا در راه اسلام فدا کنم و خون داد تا در راه خدا بریزم                                   

  ” انا لله و انا الیه راجعون” – ” اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک ” خدایا تو رئوفی تو مهربانی و من نامهربان و عصیانگر . خدایا تو بخشنده هستی و گناهان من زیاد است ولی تمام این گناهان از بخشش و لطف و رحمت تو زیادتر نیست .”  اللهم صل علی محمد و آل محمد” درود بر آخرین پیامبرت محمد(ص) و سلام بر مولایمان علی (ع) و یازده فرزندش و سلام گرم و جانسوز قلبی آتشین بر مهدی (عج) موعود ، بر پا دارنده حق و عدل در جهان هستی . سلام بر شهدای عزیز اسلام ، درود بر ایثارگران جبهه های نبرد حق علیه باطل و سلام بر مجاهدانی که تا فتح قدس عزیز و به اهتزاز در آمدن پرچم لااله الاالله  و محمداً رسول الله و علی ولی الله دست از مبارزه نخواهند کشید . با خون گرم خویش اسلام را یاری خواهند کرد . اینجانب حبیب الله محمدی فرزند ابوطالب شماره شناسنامه یک با ایمان به وحدانیت الله و اعتقاد به پیامبر محمدبن عبدالله(ص) و ولایت فقیه (امام خمینی) امام خوبش، و برای یاری الله، برای یاری حق سربازی ناقابل برای اسلام عزیز به جبهه های نبرد حق علیه باطل آمدم اگر زنده ماندم از خداوند می خواهم که به من حقیر توفیق خدمت به اسلام عنایت کند و اگر در این راه شهادت نصیبم شد الحمدالله رب العالمین . من سعید شهید یکی از رهروان سالار حسین ابن علی (ع) بوده ام که راه او را پیمودم . همانطوریکه سرورم حسین (ع) در راه اسلام در صحرای کربلا بر علیه کفر ستیز کرد و شهید شد من هم افتخار می کنم که شهید شوم و از این موضوع خوشحالم چون شهادت در راه خدا چیز بدی نیست من با همه برنامه تنظیم شده زندگیم و با همه وابستگی به خانواده ام ، همه و همه را در یک جمله و آن هم اطاعت از امام معاوضه می کنم و امروز پس از گذشتن ۱۶ سال سنم افتخار می کنم که لباس رزم برتن کردم و سلاح برداشتم و به میدان نبرد حق علیه باطل رفتم و سرانجام هم به پیش شتافتم . مردم مبارز ای برادران و ای خواهران قدر این ابر مرد تاریخ (امام) را بدانید از بیانات گهر بارش استفاده کنید ، زیرا حال که خداوند محبت عظیمی به ما داده و در این برهه از زمان و تاریخ چنان رهبری به ما اهداء فرموده است ، قدرش را بدانید که فردا در روز جزا در پیشگاه خداوند سرافکنده و شرمسار نباشیم . همیشه گوش به فرمان امام باشید و از این نعمت گرانبها که خداوند نصیب ما کرده است حداکثر استفاده را بنمائیم . پدر عزیزم به تو افتخار می کنم و همیشه مدیون شما هستم ، چونکه مرا به پروردگار نزدیکتر کردی و درود بر تو که چون ابراهیم (ع) فرزند خویش را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی . بدان و آگاه باش که اسماعیل تو هرگز از فرمان خدا سرباز نمی زند . مرگ درراه خدا را چیزی جز سعادت نمی داند . پدرم راه امام را دنبال کن و پیرو خط امام باشد که امام نعمت خوبی است . مادر مهربانم درود بر تو که با احساس مادرانه ات پیروز شدی و فرزندت را به میدان نبرد حق علیه باطل فرستادی و گفتی ترا در راه خدا هدیه انقلاب اسلامی می کنم . من به وجود تو نیز افتخار می کنم و تو نیز افتخار کن که پسرت را به خدا هدیه کردی . باری ای برادران می روم به جبهه برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست و مادر به تو می گویم مادر از اینکه فرزندی در پیشگاه خدا تقدیم داشتی ، رنجور و غمگین نباش . مادر اشک را بر چشمت نباید هیچ کس ببیند زیرا هر قطره ای اشک ما دشمن را شادمان می کند . پدر و مادر و خواهر و برادر عزیزم می دانم موقعی که خبر کشته شدنم به شما می رسد ناراحت می شوید . ولی باید افتخار کنید که هدیه کوچکی را در راه خدا دادید . زیرا یک مسلمان واقعی باید در راه اسلام انفاق کند و خواهش می کنم که یک ماه روزه برایم بگیرید . دیگر وصیتی ندام .
 والسلام
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.


ما را در شبکه های اجتماعی دنبال نمایید:

یک نظر

نظر خود را بیان کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.