شهید حسن فتاحی اردکانی

توسط تیر ۱۹, ۱۳۹۴شرق دجله, شهدا

مقام معظم رهبری: تا امروز، هیچ قدرتی نتوانسته است دلهای مردم را از تعظیم و تجلیل شهدا، شهادت و ارزشهای انقلاب خالی کند.


شهید
حسن‌ فتاحی:
ای‌ جوانان‌ نکند در غفلت‌ بمیرید‌ که‌ علی‌ (ع) در محراب‌ عبادت‌ شهید شد.

شهید حسن‌ فتاحي

اطلاعات شخصی شهید

  • نام و نام خانوادگی: حسن‌فتاحی اردکانی
  • نام پدر: غلامرضا
  • تاریخ تولد: ۱۳۴۲/۱۰/۰۱
  • محل تولد: اردکان
  • میزان تحصیلات: پنجم‌ابتدایی
  • محل تحصیل: دبستان‌فردوسی‌اردکان
  • وضعیت تاهل: مجرّد
  • شغل: پاسدار
  • نام عملیات: بدر
  • تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۰۱/۰۲
  • محل شهادت: جاده خندق
  • نحوه شهادت: اصابت‌ترکش‌به‌سر
  • محل خاکسپاری: بهشت‌شهدای‌اردکان
  • سن: ۲۱سال‌و۹ماه
  • سمت در جبهه: مسئول‌تفنگ‌۱۰۶وتی‌۱۸۰
  • نام یگان: تیپ‌الغدیریزد
  • تعداد دفعات شرکت در جبهه: ۳دفعه به مدت ۳ماه

زندگی نامه شهید حسن‌ فتاحی

در اولین روز زمستان سال ۱۳۴۲ هجری شمسی در خانواده‌ای مذهبی دریکی از محلات مستضعف نشین شهر اردکان فرزندی پا به عرصه‌ی وجود گذاشت که با گرمی وجودش سردی زمستان را از خانواده زدود. خانواده‌اش با گرمی وجود او سرمای زمستان را از یاد بردند.

پدر متدینش غلامرضا فتاحی و مادر عفیفه‌اش بنا به اعتقادات مذهبی نام او را حسن هم نام فرزند بزرگ حضرت علی (ع) و زهرای مرضیه (س) انتخاب کردند و بر تربیتش کوشیدند و او را برای فداکاری درراه اسلام آماده نمودند؛ گویا چیزهایی را حس کرده بودند که این کودک فردای افتخارآمیزی در انتظارش خواهد بود.

حسن در سایه‌ی چنین پدری و در دامان چنین مادری رشد کرد و همگام با رشد جسمی، آموزه‌های دینی را نیز فراگرفت.

در ۶ سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس پنجم در دبستان فردوسی اردکان با موفقیت طی کرد؛ ولی اوضاع اقتصادی خانواده او را بر آن داشت که تحصیل را رها کرده، به کار آزاد روی آورد؛ بنابراین به مدّت ۵ سال به کار خیاطی مشغول شد تا این حرفه را فراگرفت. سپس به دلیل عشق و علاقه‌ی زیادی که به انقلاب و خدمت برای آن داشت در سپاه پاسداران ثبت‌نام کرد و پس از قبولی، به لباس عزت و شرف پاسداری ملبّس شد و برای آموزش به منطقه‌ی ۶ مأمور شد و یک سال در زاهدان خدمت کرد و به علّت بیماری تب مالت پایانی گرفت و به اردکان بازگشت. به مدّت یک سال در قسمت عملیات سپاه اردکان خدمت کرد. سپس به مدّت ۱۰ ماه به تیپ الغدیریزد مأمور شد و در قسمت ادوات خدمت نمود. مجدداً به اردکان بازگشت و مدّت ۴/۵ ماه در سپاه اردکان خدمت کرد. امّا روح تشنه‌ی حسن آرام نداشت تا این‌که جبهه‌های نبرد غرب کشور که دشمن متجاوز عراق در آن مستقرشده بود، نیاز به رزمنده داشت که حسن گم‌شده‌ی خویش را پیدا کرد و سعادت را در این دید که خانه و کاشانه و زندگی مادّی را رها نموده به‌سوی جبهه‌های نور علیه ظلمت رهسپار شود.

راهی جبهه‌ها شد تا هم با دشمن بعثی بجنگد و هم راهی را که با تهذیب نفس و تدین و اخلاص و عبودیت در درگاه الهی طی نموده و حسن خلقی را که مدّت‌ها درراهش، کوشیده تا به دست آورده، تکمیل نماید و صیقل و صفایی بخشد. این پاسدار اسلام، طی سه دفعه اعزام به جبهه، مدّت ۱۴ ماه از شیرین‌ترین و باارزش‌ترین دوره‌ی عمر و زندگی و جوانی خویش را در جبهه‌ها و حفظ میهن اسلامی و مبارزه با دشمنان صرف کرد و در عوض رضای حق‌تعالی و جاودانگی را برای خود تحصیل نمود.

سرانجام در تاریخ دوّم فروردین‌ماه سال ۱۳۶۴ زمانی که عملیات بدر شروع شد، با اصابت گلوله‌ی توپ بر سنگر استقرارش، در جاده خندق به درجه‌ی رفیع شهادت نائل گشت و به آرزوی دیرین خود دست‌یافت و روح بزرگش پروانه‌وار به آسمان پر کشید و در بهشت مأوا گرفت. پیکر پاک و مطهرش پس از تشییع باشکوه توسط مردم شهیدپرور زادگاهش در بهشت شهدای اردکان به خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

وصیت نامه شهید بزرگوار

بسم الله الرحمن الرحیم
 انا لله و انا الیه راجعون
 بنام خداوند بخشنده مهربان
 من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا بتدیلاً  ( قرآن مجید سوره الاحزاب آیه ۲۳ )
 از مومنین مردانی هستند که صادقانه به آنچه با خدای خویش عهد بسته بودند وفا کردن پس برخی از آنان شربت شهادت نوشیدند و شهید شدند و برخی دیگر در انتظار (شهادت و لقاء ا…) هستند و تغییر رای و عهد ندادند و اما من خدا را سپاس می کنم که ابتدای کار ما با سعادت شروع شد و کار ما به شهادت و فداکاری در راه خدا پایان یافت پس هر مسلمانی بر خود وظیفه می داند که از خود وصیت نامه باقی بگذارد من به وظیفه ای که داشتم چند کلمه ای با مردم مسلمان و جوانان عزیز دارم، ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد . ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد. ای جوانان مبادا در خیابان با تصادف بمیرید که جوانهای ما در کربلای جنوب و غرب کشور شهید می شوند من از جوانها انتظار دارم که راه ما را ادامه دهید . برادران سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگوئید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد . با خداوند پیمان می بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با حسین (ع) همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم تا هنگامیکه همه احکام اسلام در زیر پرچم اسلام و امام زمان (عج) به اجرا درآید. من از شما مردم می خواهم همیشه به یاد خدا باشید و عمل خوب و عملی که مورد رضای خداست انجام دهید . هیچ وقت خدا را از یاد نبرید، ” وجدوا ما عملوا حاضر” هر عملی که در دنیا انجام داده اند در آنجا حاضر می بینید پس چه بهتر که کارهای خوب انجام دهید که هر چه در این دنیا انجام داده اید در عالم آخرت برداشت می کنید ، مردم این دنیا مانند مزرعه می ماند هر چه بکارید برداشت می کنید و چند کلمه ای به پدر و مادر گرامیم . پدر و مادر می دانم که چه زحمتهایی برایم کشیدید  می دانم ، ولی پدر و مادر می دانید که صدای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان بلند است امیدوارم برای شهادت من ناراحت نباشید. می دانید که دنیا چند روزی بیش نیست و چه بهتر که در راه خدا شهید شوم . و برای من گریه نکنید و اگرخواستید برای من گریه کنید به یاد علی اکبر حسین و برای امام حسین گریه کنید چون من هم در راه آنها شهید شدم . امیدوارم که بتوانم در روز قیامت شفاعت شما را بکنم و چندکلمه در باره رهبر بگویم . رهبر را تنها نگذارید و پشت سر رهبر حرکت کنید که ما هر چه داریم از این رهبر داریم و همیشه پشتیبان روحانیت باشید امیدوارم که خداوند به همه ما اجر عنایت فرماید می خواهم که ۳۰ عدد روزه و ۵ عدد روزه با کفاره برایم بگیرید و یک ماه نماز به نیت ما فی الذمه . یادآور می شوم که ۳۰ عدد روزه مال سال ۱۳۶۲ است اگر سال گذشت با کفاره می شود
به امید پیروزی رزمندگان خدانگهدار همه شماها
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته حسن فتاحی تاریخ ۱۳۶۲/۸/۲۲


ما را در شبکه های اجتماعی دنبال نمایید:

نظر خود را بیان کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.