شهید محمود ابوطالبی کشکنو

امام خمینی(ره): خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلاست


شهید
محمود ابوطالبی:
من این راه را (راه شهادت) عاشقانه و به خاطر عشقی که به الله داشتم انتخاب نمودم و شما این راه را بیایید. همان راهی است که انبیا رفتند. در خط امام و پشتیبان روحانیّت و ولایت فقیه باشید و گوش به حرف های منافقان و این گروه های ضدّ اسلام ندهید

شهید محمود ابوطالبی

اطلاعات شخصی شهید

  • نام و نام خانوادگی: محمود‌ابوطالبی‌کوشکنو
  • نام پدر: حسین
  • تاریخ تولد: ۱۳۴۱/۰۹/۰۳
  • محل تولد: اردکان
  • میزان تحصیلات: سوّم‌هنرستان‌،رشته‌برق
  • محل تحصیل: دبستان بابا طاهر،راهنمایی سعدی ،هنرستان‌شهید‌مطهری(ره)‌اردکان
  • وضعیت تاهل: مجرّد
  • پاسدار
  • نام عملیات: بدر
  • تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۰۳/۰۲
  • محل شهادت: مالکیّه‌ی‌سوسنگرد
  • نحوه شهادت: اصابت‌ترکش‌(خونریزی‌داخلی‌)‌
  • محل شهادت: بهشت‌شهدای‌اردکان
  • سن: ۱۸ سال و ۵ ماه
  • پاسدار
  • سمت در جبهه: فرمانده‌دسته ستاد‌عملیّات‌خوزستان
  • تعداد دفعات شرکت در جبهه: ‌۱ دفعه به مدت ۴‌ماه

زندگی نامه شهید محمود ابوطالبی کشکنو

محله مذهبی و شهیدپرور کوشکنو اردکان در سوّم آذرماه سال ۱۳۴۱ هجری شمسی شاهد تولّد کودکی بود که پس از ۵/۱۸ سال موجب فخر اسلام، میهن و خانواده خویش گردید.
او محمود ابوطالبی فرزند حسین بود که در سایۀ تربیت پدر و مادر متعهد خود، درس دینداری و آزادگی آموخت و برای دفاع از اسلام پرورش یافت. دورۀ ابتدایی را در دبستان بابا طاهر اردکان با موفّقیّت سپری کرد.علاقه‌ی بسیار به آموختن قرآن داشت.لذادرتعطیلات تابستان به مکتب رفت وروخوانی وقرائت قرآن رابه خوبی فرا گرفت. دوره راهنمایی رادر مدرسه‌ی سعدی گذراند.سپس به علّت علاقه‌ی زیاد به امور فنی وارد هنرستان فنّی شهید مطهری اردکان شد و در رشتۀ برق به تحصیل پرداخت.محمود جوانی بودسربه زیر،آرام ودوستداشتنی،متدیّن ومذهبی،اهل مسجدونمازجمعه وجماعت.به گواهی خانواده اش،اززمانی که وارد راهنمایی شد نمازش قضانشد.
۱۶ ساله بود که نسیم روح افزای انقلاب را استشمام کرد و عشق به امام و انقلاب موجب شد به کسوت سپاه پاسداران در آید. به محض آغاز تجاوز بعثیان کافر و شروع دفاع مقدّس ملّت ایران، ترک وطن نمود و راهی دیار عاشقان ابی عبدالله – -علیه السّلام– یعنی جبهه های جنگ گردید و جهاد و سنگر نشینی را برگزید و به مبارزه با متجاوزین پرداخت.
اما این همه، روح بزرگ او را راضی نمی کرد و به اهداف والاتری می اندیشید. این اندیشه آسایش و راحتی را از او سلب کرده بود. گمشده ای داشت و آن را می جویید. تا بالاخره پس از ۴ ماه حضور در جبهه با عنوان فرماندۀ دسته، سرانجام به آرزوی خویش رسید و جواز «عِندَ ربهم یرزقون» را دریافت کرد.
در تاریخ ۱۳۶۰/۰۳/۰۲ در منطقۀ عملیاتی مالکیّۀ سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش به شدّت مجروح شد و به علّت خونریزی داخلی، با پرواز روح بزرگش از قفس کوچک جسمش به سوی معبود پر کشید.
پیکر پاکش پس از تشییع بر دستان پر عطوفت دوستانش و امّت حزب الله اردکان در بهشت شهدا به خاک سپرده شد و در کنار همرزمانش آرمید.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

وصیت نامه شهید بزرگوار

بسم الله الرحمن الرحیم ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نخوانید بلکه آنها زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند. وصیت نامه خود را با نام الله شروع می کنم . درود خدا بر امت اسلامی ایران و بر امام خمینی و پیروان راهش . من خیلی خوشحال هستم که خداوند به من توفیق داد که بتوانم در راه پیروزی اسلام و جنگیدن با مزدوران عراقی بر خیزم و به آرزوی دیرینه خود که همان شهادت است برسم. من بعد از انقلاب تصمیم گرفتم که در راه اسلام بیشتر کوشش کنم و قدم مثبتی هم برای خودم و هم برای جامعه بردارم ، این بود که آمدم در سپاه پاسداران ثبت نام کردم و بعد از چند ماهی بحمدالله خدا یاری کرد و من توانستم به ماموریت بروم و انشاءالله که خداوند این خدمت ناچیز مرا بپذیرد و مرا مورد عفو و بخشش قرار دهد و اگر در این راه شهید شدم که چه بهتر. زیرا هم به آرزوی خود رسیده ام و هم برای خودم و خانواده ام افتخار است . و اگر به این افتخار نرسیدم باز هم خدمت خودم را در راه اسلام و قرآن ادامه خواهم داد و تا آخرین قطره خون خودم حاضرم برای اسلام خدمت کنم و از همگی به خصوص دوستانم و برادران پاسدار می خواهم که از امام کبیرمان پیروی کنند و همیشه در خط امام و پشتیبان روحانیت و ولایت فقیه باشند و گوش به حرفهای منافقان و
این گروههای ضد اسلام ندهند و با مشت محکم خود به دهان آنها بکوبند و آنها را از بین ببرند ، و از آنان می خواهم کاری نکنند که بین روحانیت و مردم جدائی پیدا شود . از دوستانم می خواهم که راه مرا ادامه دهند و پس از شهادتم لباس سیاه نپوشند و برای من عزا نگیرند و بلکه جشن بگیرند زیرا که من به آرزوی خود رسیده ام و از تمام آنان می خواهم که از من راضی باشند، زیرا من این راه را عاشقانه و به خاطر عشقی که به الله داشتم انتخاب نمودم و شما این راه را بیائید و همان راهی است که انبیاء رفتند. به امید پیروزی اسلام بر کفر ” پاسدار محمود ابوطالبی ” بسم الله الرحمن الرحیم و اما وصیتم به خانواده خود، با سلام و درود به رهبر کبیرا نقلاب اسلامی ایران امام خمینی. ای پدر و ای مادر درود خدا بر شما باد که توانستید فرزند خود را به این سن و سال برسانید و به جنگ با کفار بفرستید. از شهید شدن من هرگز ناراحت نباشید. زیرا من این راه را عاشقانه انتخاب کردم و به آرزوی خود رسیدم . می دانم که برایم چه زحماتی کشیده اید انشاء الله خداوند در عوض به شما صبر و پاداش بدهد و خواهش می کنم از شما پدر و مادر و خواهر و برادرم که از من راضی شوید که انشاء الله خداوند هم از شما راضی باشد.
پدر و مادر هرگز بعد از شهادت من گریه نکنید زیرا که با گریستن شما دشمن خوشحال می شود و همیشه صبور باشید و از شما تقاضا دارم برایم عزا نگیرید بلکه جشن بگیرید و لباس سیاه نپوشید که روح من ناراحت می شود . صبر کنید و به خدا متکی باشید که هر چه هست از اوست . و اما سخنی با برادرم برادرم امیدوارم که از من ناراحت نباشید و از من راضی باشید که به آرزوی خویش رسیدم و برای تو هم افتخار است که برادرت در راه اسلام و قرآن شهید می شود. برادرم تو می دانستی که من خیلی می خواستم به دیدار امام بروم و از تو تقاضا میکنم که در عوض ، تو به دیدار امام برو و سلام مرا به او برسان و به او مژده بده که چنین جوانانی در ایران هستند و همیشه اسلام پیروز بوده است . بار دیگر خواهش می کنم از من راضی باشید.

والسلام محمود ابوطالبی


ما را در شبکه های اجتماعی دنبال نمایید:
لینک کوتاه: http://ganjine-420.ir/IBnb5

نظر خود را بیان کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.