شهید سید محمد موسوی

توسط مرداد ۳, ۱۳۹۴پیرانشهر, شهدا

مقام معظم رهبری: بهترین مُردنها، شهادت است.

 

شهید‌ سیّد محمد موسوی: همیشه‌ دست‌ همیاری‌ به‌ همدیگر بدهید و از غیبت‌ و تهمت‌ زدن‌ به‌ همدیگر‌ جدّاً‌ خودداری‌‌ کنید.

شهید سیّد محمد موسوی

اطلاعات شخصی شهید

  • نام و نام خانوادگی: سیّدمحمدموسوی
  • نام پدر: سیّداسماعیل
  • تاریخ تولد: ۱۳۴۰/۰۸/۰۱
  • محل زندگی: حاجی‌آبادزرّین‌اردکان
  • میزان تحصیلات: چهارم‌متوسّطه
  • محل تحصیل: دبیرستان‌شرف‌اردکان
  • وضعیت تاهل: متأهّل
  • تعداد فرزند: ۴فرزند:۱دختر،۳پسر
  • شغل: پاسدار
  • موقع شهادت: درحال‌مأموریّت
  • تاریخ شهادت: ۱۳۷۴/۰۶/۰۷
  • محل شهادت: پیرانشهر
  • نحوه شهادت: سقوط‌ خودرو‌به‌درون‌درّه
  • محل خاکسپاری: ‌گلزارشهدای‌حاجی‌آباد‌زرّین‌
  • سن: ۳۴سال‌
  • تیپ الغدیر

زندگی نامه شهید سیّد محمد موسوی

شهید سیدمحمّد موسوی، فرزند سیّداسماعیل، از نوادگان و ذریّه حضرت زهرا بود که در تاریخ ۱۳۴۰/۸/۱ در خانواده‌ای مذهبی در روستای دور افتاده در قلب کویر نمک به نام حاجی‌آباد زرّین از توابع اردکان متولّد شد. او اولّین فرزند خانواده موسوی بود که در سایه پر مهر پدری سیّدوفرزند رسول گرامی اسلام (ص)و در دامان مادری متدیّن و ولایی کودکی را به سر کردو والدین در تربیتش کوشیدند . با رشد جسمی، پایه‌های مذهبی و معنوی‌اش نیز رشد یافت.تربیت صحیح و اسلامی و محیط پاک و بی‌آلایش روستا سید محمّد را جهت پذیرفتن مسئولیّتی سنگین و فداکاری بزرگ در راه اسلام مهیّا می‌کرد.۶ ساله بود که جهت تحصیل به دبستان رفت. دوره ابتدایی را در دبستان چند پایه روستای حاجی‌آباد در زادگاهش به پایان برد. سپس چون در روستا مدرسه راهنمایی نبود به اردکان آمد و دوره راهنمایی را در یکی از مدارس اردکان با موفّقیّت گذراند. سپس در دبیرستان شرف اردکان ثبت نام کرد و دوره متوسطه را تا دیپلم در آنجا تحصیل نمود.در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران ۱۷ ساله بود. در مراسم انقلاب و راهپیمایی‌ها حضوری فعّال داشت. در فعّالیّت‌های مهّم عبادی مثل نماز جماعت و جمعه و دعای کمیل و توسّل و ندبه و زیارت عاشورا فعّالانه شرکت می‌کرد. به تلاوت قرآن و دعا و ثنای الهی اعتقاد خاص داشت. دارای روحیه ایثارگرانه و فعّال بود، پشتکار داشت و در کارها دقیق و منظّم بود. هیچ کاری را با عجله انجام نمی‌داد. به پدر و مادر علاقه‌مند بود و هیچ کاری را بدون رضایت آنها انجام نمی‌داد. عاشق انقلاب و مردم و خدمت به آنها بود.پس از فراغت از تحصیل در سپاه ثبت نام کرد و عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. با دختری از خانواده نجیب و متدیّن ازدواج نمود که ثمره آن ازدواج ۳ فرزند پسر بود و یک فرزند دختر.زمانی که جبهه‌های جنگ عراق علیه ایران نیاز به نیرو داشت، جهت اعزام به جبهه در بسیج ثبت نام کرد. داشتن زن و فرزند و علائق دنیوی نتوانست مانع از رسیدن به معنویّت و سیر الهی او گردد. به همه پشت پا زد و سنگر خاکی و سخت جبهه را انتخاب نمود و همنشین قدسیان و افلاکیان گردید و به مجاهدت و فداکاری و رزم با دشمنان اسلام پرداخت.سرانجام در تاریخ ۱۳۷۴/۶/۷ در منطقه عملیّاتی پیرانشهر در مأموریت رزمی بر اثر سقوط خودرو به درون درّه شربت شهادت نوشید و با پرواز روح بلندش از قفس کوچک خاکی جسمش به جنان پر کشید و بر مولایش سیّدالشّهدا(ع) و شهدای کربلا مهمان شد.پیکر پاکش پس از تشییع جنازه با شکوه توسط مردم شهیدپرور اردکان و حاجی‌آباد در گلزار شهدای حاجی آباد به خاک سپرده شد تا مرقد پاکش چراغی باشد در قلب کویر ایران که پویندگان راه آزادی و آزادگی ره گم نکنند و اسوه‌ای باشد برای جوانان ایران زمین.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

وصیت نامه شهید بزرگوار

بسم الله الرحمن الرحیم
والذین آمنوا وجاهدوا فی سبیل الله
یا الی السالکین یا غایه الآمال یا غیاث المستغیثین
با سلام بر یگانه منجی عالم بشریت آقا امام زمان و سلام بر نائب آن آقا، امام امت خمینی بت شکن ودرود بی کران نثار جان پاک و ارواح طیبه شهدای جنگ تحمیلی  وسلام بر خانواده های معظم شهداء ومفقودین ، اسرا وجانبازان و رزمندگان اسلام و درود بر آن عزیزان که شب و روزها با از جان    گذشتگی های خود درسنگرهای حق علیه باطل می مانند تا راه قدس و کربلای عزیز را به روی کلیه امت حزب ا… به خصوص خانواده های شهدا و مفقودین و اسرا  وجانبازان بگشایند و درود بر شما امت خوب که همیشه در صحنه حاضریدوبا ایثار گریهای خود رزمندگان عزیزرا در جبهه های نور علیه ظلمت یاری می کنید،وصیت نامه ام را آغاز می کنم .
آنگاه که بدن پاره پاره شده ام را از شنی تانک بیرون می آورندیا آنگاه که خبر سوخته شدن بدنم را در میدان مین به مادرم وبه خانواده ام می دهند ویاآنگاه که قلب پاک ولطیفم رابا تفنگ کلاش سوراخ سوراخ کنندیا آنگاه که بدن پاکم طعمه ماهی های قعردریا شود ویا آنگاه که خبر مفقود شدنم رابه مادرم اطلاع دهند واگر بدنم را دربین مردم تشییع کنند وبرسردست های امت قهرمان بلند شوم ،باصدای رسا وبلندفریادمیزنم که کفنم رابیاورید تا باخون بدنم رنگین کنم و به آن بنویسم ((هیهات من الذله))،لا اله الا الله چنانکه سرورم حسین(ع)درروز عاشورا فرمود:هیهات من الذله . واگرجزباخون من ویاران من پایداری می یابد،بگذار تا این دشمن بعثی خونم را برزمین بریزدتا ازهر قطره خون من ودیگر یاران من هزاران(محمد)بروید وبراین دشمنان ازخدا بی خبریورش ببرم وبگذاریدتا خونم همانند امواج دردریا درخروش باشد وجز درخت اسلام درخت دیگری بارور نسازد.واما چند کلامی به عنوان وصیت بلکه به عنوان نصیحت به شما عزیزان ودوستان وپدرومادرم به یادگاری باقی می گذارم.اولا ای مسئولان مملکتی سلامتی کلیه شماراتاانقلاب حضرت بقیه الله (عج)ازخداوند متعال مسالت دارم واز شما می خواهم که این مردم راتاحدنهایی به انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی راهنمایی کنید وبه شدت باعوامل ضد انقلاب ،کوموله،دموکرات،به خصوص قاچاقچیان مواد مخدر این سوداگران مرگ رفتار کنیدوآنها را ریشه کن بسازید.
 از امت حزب الله تمنا دارم امام امت را تنها نگذارید که واقعا این پیر جماران ، اسطوره ایمان است که ماها را به این وادی کشانده واز منجلاب فساد رها ساخته است  ونماز جمعه و دعاهای کمیل و توسل را فراموش نکنند. از کلیه همشهریان عزیزم تقاضا دارم که اتحاد و یکپارچگی خود را حفظ کنند وبر علیه همدیگر توطئه نکنند. نگویند من در اینجا و صدام در بغداد همه با هم دست برادری بدهتد  وبه یاری اسلام و همدیگر بشتابند و بخصوص به مستمندان کمک کنند و در کارهایشان عدالت را پیشه کنند.
و اما پدر عزیزم:
پدر عزیزم از اینکه نتوانستم برا ی تو فرزند خوب و دلسوزی باشم خیلی خیلی معذرت می خواهم ومرا به بزرگی خودت عفو کن وببخش واز خطاهای من در گذر تا خدا در گذرد. پدرم اگر جنازه ام را بعد شهادتم را به تو دادند فقط بگو الهی رضا برضائک یعنی راضی هستم به رضای تو واگر خواستید در مرگ من گریه کنی به یاد امام حسین (ع) و علی اکبر و حضرت قاسم که غریب بودند و کسی نداشتند که بر احوال آنها گریه کنند گریه کن.
تو ای مادرم :
می دانم داغ فرزند برای تو گران است وپشت تو خم می شود ولی مانند مادر علی اکبر صبور باش و اگر به تو گفتند که فرزندت شهید شده بگو افتخار می کنم که فرزندی داشتم تا فرستادم که شهید بشود و چون مردن در بستر ننگ است، و من را به بزرگی خودت ببخش و عفو کن و هر موقع از شب که بیدار می شوی شکر خدا را به جا آورید و بر مزار من هیچگونه زاری مکنید ، که راضی نیستم کسی گریه کند یا لباس مشکی بپوشد وهر چه شما کردید فرزند خردسال من.
از خواهران و برادرانم تمنا دارم که بدیهای مرا ببخشند و مرا عفو کنند وهمانند پیام رسان کربلا حضرت زینب صبور باشند و راه زینب را پیشه کنند که بعد از شهادت تنها برادرش نیز چهل روز در اسارت بود و از برادرم تمنا دارم که همانند امام حسین (ع) به یاری اسلام بشتابد و اسلام را یاری دهد و یک فرد نمونه باشد واز همسرم تمنا دارم در شهادتم صبور باشد و فرزندم را با تربیت اسلامی پرورش دهد و اگر سراغ پدر را گرفت به او بگوئید رفته است کربلا.
واما شما مردم قهرمان و عزیز روستا فرزندان خود را به جبهه ها بفرستید  و از رفتن آنها جلوگیری نکنید و بگذارید تا بروند و رزمندگان را یاری بدهند و همیشه دست همیاری به همدیگر بدهید و از غیبت و تهمت زدن به همدیگر جدا خودداری کنید.
در پایان از کلیه همشهریان عزیز  و دوستان عزیز حلالیت می طلبم  واگربه کسی بدی کردم مرا ببخشد.
مدت سه سال نماز بخوانید و روزه برایم بگیرید.
بنده حقیر خدا- کوچک شما سید محمد موسوی ۶/۱۱/۱۳۶۴
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار


ما را در شبکه های اجتماعی دنبال نمایید:

نظر خود را بیان کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.